منهاج سراج

169

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )

بخلق داد و بعد از هفت روز خود را بر سر تربت او هلاك كرد . و در كتاب معتبر چنين يافته شد : كه چون از ملك شيرويه هشت ماه برآمد ، خزاين و دفاين عرض ميداد ، آوندى [ ( 1 ) ] يافت سر به مهر خاتم پرويز ، بر سر آن نبشته كه داروى باه ! شيرويه در كار زنان حرص تمام داشت ، آن مهر برداشت دارويى كه در آن آوند بود يك انگشت در دهان نهاد ، آن دارو خورد ، به زهر معجون بود از ان هلاك شد ، و ملك به آخر آمد ، و اين حديث دليل است ، بر كمال شهامت پرويز كه بعد از وفات خود به هشت [ ( 2 ) ] ماه كشنده خود را بزهر هلاك كرد ، و شيرويه بشومى پدر كشتن و برادران هلاك كردن ، هيچ برخوردارى از ملك نديد و چنين روايت ميكنند : كه بدان شومى حق تعالى نعمت خواب از وى برگرفت و راحت غنودن از وى سلب كرد ، تا هلاك شد . الخامس اردشير خرد بود پسر شيرويه ، او را بتخت نشاندند ، و يكى [ ( 3 ) ] از مهتران عجم را نايب او كردند ، تا تيمار ملك بدارد . شيرويه لشكر بروم فرستاده بود ، شهر آراى [ ( 4 ) ] را بر سر ايشان سالار كرده ، تا خراج روم بياورد . چون شهر آراى [ ( 4 ) ] را معلوم شد ، از حال نشاندن اردشير بىمشورت او بدان رضا نداد ، و لشكر باز آورد و اردشير را بگرفت و بكشت . و اللّه اعلم . السادس شهر آراى [ ( 4 ) ] از روم بيامد با لشكر ، و اردشير را كه بتخت نشانده بودند بگرفت و بكشت و خود بر تخت نشست و تاج بر سر نهاد . عجم از خدمت او ننگ كردن گرفتند قصد كشتن او كردند . پوران دخت [ ( 5 ) ] كه دختر پرويز بود حيله كرد ، و خلق را بكشتن او تحريص نمود . در موكب كه برنشسته بود و به گشت ميرفت ، يكى

--> [ ( 1 ) ] آوند : بر وزن پابند ، ظرف ( فرهنگ نوبهار ) [ ( 2 ) ] ترجمه راورتى شش ماه [ ( 3 ) ] و يكى در اصل نيست از ( پ ) گرفته شد . نام اين مهتر بقولى مهادرجشنس بود . [ ( 4 ) ] اصل : شهرآرا ، پ و راورتى : شهر آراى . طبرى ( 2 : 167 ) و البيرونى و غيره : شهر براز فردوسى : گراز ملقب به فرائين . بقول طبرى نام وى : فرخان ماه اسفندار . بيرونى : حرمان خوهان . راورتى در بعضى نسخ : شهريار . مدت سلطنت اردشير : يك سال و 6 ماه . [ ( 5 ) ] اصل وپ : توران دخت .